|
کمکم کن.کمکم کن
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن کمکم کن
نذار اینجا لبه مرگو ببوسم
کمکم کن کمکم کن
عشق نفرینی بی پروایی میخواد
ماهی چشمه ی کهنه
هوای تازه ی دریایی میخواد
دل من دریاییه چشمه زندونه برام
چکه چکه های اب مرثیه خونه برام
تو رگام به جایه خون شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمیدم موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانه ی کوچ
تو سپیده ی غریب جاده ها
من پر از وسوسه های رفتنم
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیده ی طوسی سرد
مسخ یک عشق پر اوازه شدن
کمکم کن کمکم کن
نذار این گم شده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن
خرمن رخوت من شعله میخواد
کمکم کن کمکم کن
من و تو باید به فردابرسیم
چشمه کوچیکه برامون
ما باید بریم به دریا برسیم

عشقت به من داد...
داغ یک عشق قدیم و اومدی تازه کردی
شهرخاموش دلم روتوپرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی توسینه نفس آخری بود
به عشق توزنده بودم منوکشتی
دوباره زندی کردی
دوست داشتم دوسم داشتی منوکشتی
دوباره زنده کردی
تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غیرازخوبی تومگه حرفی می زنم؟
عشقت به من داد عمردوباره
معجزه با تو فرقی نداره
توخالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی
به عشق توزنده بودم منوکشتی
دوباره زندی کردی
دوست داشتم دوسم داشتی منوکشتی
دوباره زنده کردی
رفته بود هرچی که داشتیم دیگه ازخاطرمن
کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزهای خوب و
اومدی آفتابی کردی تن سرد غروب و
عشقت به من داد عمردوباره
معجزه با تو فرقی نداره
توخالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی
به عشق توزنده بودم منوکشتی
دوباره زندی کردی
دوست داشتم دوسم داشتی منوکشتی
دوباره زنده کردی

|